sport


sport
تو این پست می خوام شما رو با یکی از معانی واژه ی sport و چند اصطلاح جالب و بدرد بخور در موردش اشنا کنم.
۱- واژه ی sport یا a good sport به کسی گفته میشه که معمولا به بقیه اجازه میده هر کاری (البته نه هرکاری!) که می خوان باهاش بکنن و هیچ وقت شکایت یا گلایه ای ازشون نداره و سعی میکنه کاملا منطقی رفتار کنه و همیشه اماده ست که به دیگران کمک کنه.
مثال: we teased him a lot but he was always a good sport about it
” ما اونو دست مینداختیم اما اون همیشه منطقی رفتار می کرد (و به ما چیزی نمی گفت یا باهامون کاری نداشت)”
مثال: Bob was a real good sport and agreed to play for the other team
” باب ادم کاملا منطقی ایه و قبول کرد تو تیم دیگه ای بازی کنه (بدون اینکه گلایه ای داشته باشه ، قبول کرد که تو تیم دیگه ای بازی کنه).
2- be a sport از اون اصطلاحات خوش فرم ! و جالبیه به معنیه “لطف کردن” یا “مردونگی کردن”.
مثال: be a sport and lend me your cell phone for a moment
” مردونگی کن و اون موبایلتو واسه یه لحظه بهم قرض بده”
3- a bad sport هم به ادمی میگن که تو بازی یا رقابتی هیچ وقت تحمل شکست رو نداره که ما به این جور ادما میگیم “جر زن!”
مثال: I don’t play with you anymore, you’re a very bad sport
” من دیگه با تو بازی نمی کنم.خیلی ادم جر زنی هستی”