|
||||||
![]() |
|
|
#1 |
|
کاربر نیمه فعال
![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 391
تشکرها: 1,442
دفعات تشکر شده در 397 پست: 1,067
|
نقش ورزش در زندگی هدف: ورزش برای سالمندان مفید است 1. بررسی تأثیرگذاری ورزش در پیشگیری و درمان بیماران افسرده 2. ارتقاء سطح دانش افراد از فعالیتهای صحیح ورزشی جهت پیشگیری و درمان بیماریهای روحي - روانی مقدمه: این روزها تقریباً همه از افسرده بودن حرف میزنند ولی افسرده بودن یعنی چه؟ آیا یک اصطلاح پزشکی نظیر عفونی شدن است و یا به مفهوم بیدل و دماغ بودن نزدیکتر است؟ آیا میتوانید افسردگی را به طور روشن با کلماتی که قابل درک برای دیگران باشد توصیف کنید؟ به احتمال زیاد درخواهید یافت که روشن و واضح بودن در این مورد کاری بس دشوار است زیرا کلمه افسردگی به طرق مختلف توسط آدمهای مختلف به کار میرود. برای بعضیها افسردگی یک حالت است، برای بعضی دیگر یک نوع خاص تجربه. برخی از مردم آن را یک واکنش عاطفی در قبال زندگی ميدانند و برخی افسردگی را یک بیماری بشمار میآورند [1]. روانشناس معروف "مارتین سلیگمن" افسردگی را به عنوان سرماخوردگی روانی ميشناسد. این تشبیه به خاطر شیوع فراوان این اختلال روانی است. در حدود 12 درصد مردم در دورانی از زندگی خود به ویژه در جوانی به درجاتی خفیف از حالات افسردگی مبتلا میشوند[2]. هیچ انسانی از افسردگی و اضطراب، تشویش و نگرانی مصون نیست. هر فردی در طول عمر خود بالاخره طعم ناگوار محرومیت، یأس و سرخوردگی و ماتم را مزمزه میکند[3]. افسردگی حالتی از اندوه، ناامیدی و بیچارگی همراه با کندی و رخوت در فعالیتهای فیزیولوژیکی و روانی است. حالتی مشخص همراه با غمگینی، گرفتگی، بیحوصلگی، کاهش عمیق میل به فعالیتهای لذتبخش روزمره مثل ورزش، تفریح و غذا خوردن است. افسردگی در افراد بالای چهل سال شایع است و با آشفتگی و بیقراری همراه است[4]. 97 درصد از بیماران مبتلا به افسردگی از کاهش انرژي شکایت دارند که این کاهش انرژی بر روی حرفه، تحصیل و انگیزه فرد تأثیر میگذارد[5]. اتیولوژی افسردگی: در اکثر اختلالات خلقی، بینظمی در آمینهای بیوژنیک مشاهده میشود. دو واسطه شیمیایی مهم در این زمینه سروتونین و نوراپینفرین میباشد. کاهش میزان سروتونین سبب تسهیل افسردگی میگردد. به طوری که مهارکنندههای اختصاصی بازجذب سروتونین نظیر فلوگزتین تأثیر خوبی در درمان افسردگی داشتهاند. همین طور کاهش میزان نوراپینفرین نیز در گیرندههای پسسیناپسی باعث افسردگی میشود. دوپامین را نیز در پاتوفیزیولوژی بیماری دخیل میدانند. فعالیت دوپامین در افسردگی کاهش مییابد[6]. شایان ذکر است که تن و روان به یکدیگر کاملاً مرتبط هستند و آزردگی یکی، رنجوری دیگری را به همراه دارد. مسائل جسمانی تأثیر چشمگیری بر روان دارند و نباید به آنها بیتوجه بود. اگر نسبت به غذای خود بیتوجه باشيد، خواب ناکافی و نامرتب داشته باشید و هیچگاه به ورزش و فعالیت بدنی کافی نپردازید، به طوری که عضلانی ضعیف و اندامی ناموزون داشته باشید، مطمئن باشید که در برابر ناملایمات روحی نیز آسیبپذیر خواهید بود و احساس و عواطف شما نیز به سهولت ممکن است دچار صدمه شود[2]. درمان افسردگی: از آنجا که عوامل مختلفی منجر به افسردگی میشود؛ روشهای درمانی مختلفی برای افسردگی وجود دارد، در مواقعی این درمانها عوامل مسبب افسردگی را هدف میگیرند. اغلب این روشها بدان جهت استفاده میشود که مفید بودنشان به اثبات رسیده و یا پزشک در استفاده از آنها آشنایی بیشتری دارد. دارو درمانی اساس درمان افسردگیهای عمده و اساسی است. مؤثر واقع شدن داروهای ضد افسردگی به اثبات رسیده است، اما انتخاب بهترین داروها و به حداقل رسانیدن عوارض جانبی ناشی از مصرف آنها هنوز مسائل مهمی هستند که باید مدنظر قرار گیرند. درمان از طریق شوک الکتریکی ect در سالهای اخیر بدنام بوده است اما این شیوه هنوز مؤثرترین روش درمانی برای افسردگیهای جدی است و در تخفیف دادن و یا از بین بردن میل به خودکشی بسيار مؤثر است. در بسیاری از موارد وقتی سایر روشهای درمانی مؤثر واقع نمیشوند، درمان از طریق شوک الکتریکی مؤثر است. روان درمانی همیشه برای افسردگیهایی که به اقدام درمانی نیاز دارند، مناسب است. روان درمانی انواع گوناگونی دارد، از روان درمانی حمایتی گرفته تا روشهایی با هدفهای جاهطلبانهتر، برای برطرف ساختن مؤثر نشانههای افسردگی، پیبردن به دلایل روانشناختی افسردگی و کمک به بیمار برای رسیدن به فراست و تغییر ویژگیهای شخصیتی و رفتارهایی که از بازگشت دوباره افسردگی جلوگیری میکند. سایر روشهای درمانی مانند ورزش کردن، محروم کردن از خواب، نور درمانی و جراحی روانی جای بحث دارند و پژوهش درباره آنها ادامه دارد، به نظر میرسد که هریک از این روشهای درمانی در برخی از بیماران مفید واقع شوند[7]. ورزش ضمن حفظ سلامت و ایجاد ورزیدگی جسمانی سبب پرورش روان و رشد شخصیت و تقویت روحی و افزایش شهامت، استقامت و تعدیل عواطف میگردد و نیز باعث رفع انزواطلبی، ترس، افسردگی و دستیابی به شادابی، نشاط و ظهور امکانات درونی انسان و بهرهمندی از آن میشود[8]. فیزیولوژی ورزش: فعالیت و تمرینات جسمانی سبب آن میگردد که سطوح برخی از هورمونها در مقایسه با مقادیر استراحت افزایش یا کاهش پیدا کنند. کاتکولامینهای مترشحه از مرکز غدد فوق کلیوی از نظر فیزیولوژی رابطه نزدیکی با اعمال دستگاه عصب سمپاتیک دارند. سطوح افزایش یافته کاتکولامینها ظاهراً کمککنندههای مهمی در عملکردهای ورزشی میباشند. اپینفرین و نوراپینفرین با توجه به نقش کمکی آنها در اعمال ورزشی، تأثیرات مثبت مختلفی روی دستگاههای قلب و عروق و سوخت و ساز در بدن دارند[9]. ورزش یکی از جدیدترین رویکردها برای پیشگیری از افسردگی و کاهش علائم آن میباشد و میتواند تدبیر درمانی معتبر و مؤثری باشد[10]. بررسیهای انجام شده در 15 سال گذشته نشان داده که ورزش برای بسیاری از بیمارانی که گرفتار افسردگی خفیف تا متوسطاند، تأثیر مفید و ضد افسردگی دارد اما اثر ورزش بر افسردگیهای شدید ثابت نشده است. کسی مطمئن نیست که ورزش چگونه به بهتر شدن روحیه افراد کمک میکند، به اعتقاد برخی از متختصصان، تکان دادن عضلات بزرگ و حجیم به گونهای آهنگین با افسردگی ناسازگار است. جمع دیگری معتقدند که ورزش تغیيرات قابل ملاحظهای در موقعیت شیمیایی مغز ایجاد میکند و احتمالاً بر روی پیامبرهای عصبی و اندورفین (که اخیراً معلوم شده مادهای شبیه مورفین دارد) اثر میگذارد: برای اینکه ورزش بر افسردگی تأثیر مفیدی بر جای بگذارد، باید به طور منظم، هر هفته 3 و ترجیحاً 5 بار یا بیشتر، در هر جلسه دست کم نیم ساعت انجام شود. برای اجرای چنین برنامه فعال ورزشی باید برنامه تمرینی راحتی در نظر گرفت. افراد مسنتر و کسانی که با بیماری یا مشکلات جسمانی روبرو هستند باید قبل از شروع ورزش با پزشک خود مشورت کنند. ترکیبی از دویدن و راه رفتن رایجترین ورزش است که برای درمان افسردگی مورد استفاده قرار میگیرد، اما هر تمرین منظم ايروبيك (هوازی) نیز میتواند تأثیر مشابهی بر جای گذارد. ترکیب راه رفتن– دویدن عملیترین اقدام تمرینی برای اغلب بیماران است زیرا ارزان تمام میشود و به تجهیزات خاصی جز یک جفت کفش و لباس راحت نیاز ندارد، همچنين ميتوان در هر شرایط آب و هوایی این تمرین را به تنهایی یا به اتفاق دیگران انجام داد. شنا کردن، دوچرخهسواری، قایقرانی و حرکات موزون هوازی نیز هر یک برای خود طرفدارانی دارند، اما این تمرینها معمولاً نیاز به تجهیزات و یا هم بازی دارند[7]. مطالعه و تحقیق در زمینه رابطه فعالیت جسمانی و افسردگی به قرن نوزدهم برمیگردد. در دهههای اخیر مطالعات فراوانی به منافع تمرینات بدنی در زمینه تقویت روحیه و خلق و خو در افراد سالم و افسرده اشاره کردهاند[3]. مطالعاتی چند گویای آن است که عدم فعالیت بدنی خطر بیماریهای جسمی و افسردگی بالینی را افزایش میدهد. چنانچه افراد زندگی فعالی داشته باشند، وظایف خود را بهتر انجام داده و شاداب و سرحالتر به نظر میرسند و نگرانیها و افسردگیهایشان تقلیل مییابد. فعالیتهای بدنی روزانه باید به عنوان سنگ بنای روش زندگی سالم پذیرفته شده و جزیی از زندگی روزمره مردم درآید[11]. طبق نتیجه تحقیق "جویز و تیکل" در سال 1998 تحت عنوان تمرین و افسردگی و اضطراب و روابط آنها بر روی 188 دانشجو این گونه برآورد شده که سطوح بالای تمرین موجب افزایش احترام به نفس و کاهش علائم افسردگی در خانمها میشود[12] و طبق نتایج بدست آمده از تحقیق فاتحی در سال 1379 که بر روی دو گروه از دانشجویان انجام شد، چنین برآورد میشود که اختلاف معنیداری از نظر میزان افسردگی بین دو گروه دانشجویانی که ورزش میکردند با دانشجویان غیر ورزشکار مشاهده گردید. طبق این تحقیقات، محققین نتیجه گرفتند که تمرین مناسب جسمانی میتواند نقش پیشگیرنده و یا بازدارنده در افسردگی داشته باشد. بنابراین فراهم کردن امکانات برای ورزش و ایجاد انگیزه و علاقه و تشویق مردم به انجام حرکات ورزشی میتواند باعث ارتقاء اعتماد به نفس افراد و افزایش آمادگی مقابله با مشکلات زندگی شود[13]. امروزه میلیونها نفر به مزایای حرکت پی بردهاند، ما داریم به این موضوع پی میبریم که افراد فعال، زندگی پربارتری دارند، آنها با بنیهترند و مقاومتشان در برابر بیماریها بیشتر است و اندام متناسبی نیز دارند. افراد فعال همچنین اعتماد به نفس بیشتری دارند، کمتر افسرده میشوند و اغلب حتی در سنین بالا با توان و نیرو روی طرحهای تازه کار میکنند. به یاد داشته باشید هر یک از ما از نظر جسمی و ذهنی موجود منحصر بفردی هستیم و ساعتهای مشخص استراحت و شادابی خودمان را داریم، همه ما از نظر قدرت، استقامت، انعطافپذیری و خلق و خو با یکدیگر متفاوتیم اگر شما بدن خود و نیازهایش را بشناسید، قادر خواهید بود استعداد فردی خودتان را پرورش دهید و به تدریج زیربنای مناسبی بسازید که یک عمر پایدار بمانید[14]. بسياري از افراد در سراسر جهان از افسردگي ناتوان گننده اي رنج مي برند. به گزارش هلث دي تحقيقات نشان مي دهد ورزش ، بويزه اگر بصورت گروهي انجام شود لااقل به اندازه داروهاي استاندارد براي گاهش علائم در بيماران دچار افسردگي نقش دارد. همچنين مطالعات ديگري نشان مي دهند ورزش در ورزشگاه و يا دوي سريع روزانه مي تواند به اندازه فعاليت هاي گروهي در دور گردن افسردگي موثر باشد و اينگه مدت ورزش خيلي اهميت ندارد. مهم ورزش گردن يا نگردن است. محققان مي گويند در حاليگه ورزش احتمالا بر مواد شيميايي مغز مانند سروتونين و دوپامين تاثير مي گذارد ، فعاليت بدني ممگن است تغييرات مثبتي را در ساير قسمت ها اعمال گند. افسردگي حالتي است گه با انرزي گم مشخص مي شود و برخي آن را خستگي شديد مي نامند. اما ورزش يگ تاثير خلقي دارد گه بنظر مي رسد آن حالت نگراني اما همراه با بيحالي را برطرف مي گند. ورزش سبگ مانند 10 دقيقه پياده روي در روز منجر به افزايش انرزي مي شود گرچه اين ميزان براي گاهش استرس گافي نيست. ورزش هاي شديد تر مانند آئروبيگ ، بيشتر در گاهش تنش اثر دارد. حتي ممگن است انرزي شما را گم گند چرا گه باعث خستگي شما مي شود. اما طي يگساعت بعد مجددا انرزي را به بدن باز مي گرداند. افرادي گه ورزش مي گنند اعتماد به نفس بيشتري خواهند داشت و باعث مي شود در مورد خودشان بهتر فگر گنند و تعالي بيشتري را نيز احساس مي گنند. اما بسياري از افراد مبتلا به افسردگي ، ورزش را شروع نمي گنند. چرا اين افراد آن گاري را گه شايد مهم ترين اثر را در آنها داشته باشد ، انجام نمي دهد؟ زيرا افت در انرزي ويزگي عمده افسردگي است بطوريگه فرد احساس مي گند براي ورزش هيچ انرزي ندارد. تنها راه شگستن اين سيگل ، شروع ورزش است. فگر در باره رفتن به ورزشگاه و انجام همه آن حرگات ورزشي با يگ گروه شايد براي فرد افسرده گمي نگران گننده باشد اما تصور اينگه فقط چند دقيقه اي در خيابان يا دريگ محل فرحبخش پياده روي گند ، نقطه آغاز خوبي است. هيچگس نمي گويد ورزش جايگزين درمان داروئي است اما نقش ورزش و فعاليت اجتماعي در تسريع بهبود و رهايي از افسردگي غير قابل انگار است. علاوه بر تاثير مثبت ذهني ، ورزش فوائد قلبي عروقي را در پي خواهد داشت گه با مصرف داروهاي ضد افسردگي نمي توان بدان دست يافت. بعضی از افراد مسن تر از فعالیتهای بدنی منظم بیشتر از دیگران سود می برند . امروزه بعضی از مطالعات دلایل ژنتیکی خاصی را برای توضیح این مطلب ارائه نموده اند . مطالعه اخیر نشان می دهد که گروهی از افراد مسن که ورزش می کنند نسبت به سایرین در انجام فعالیتهای بدنی موفق تر هستند و علت شاید مربوط به فاکتورهای شیمیایی باشد که در کنترل فشار خون مؤثر هستند . نتایج این مطالعه بر اهمیت ورزش کردن تأکید می نمایند و همچنین مکانیسمهای مرتبط با اینکه چرا گروهی از افراد سود بیشتری از فعالیت ورزشی می برند را توضیح می دهد . این مطالعه نتایج تحقیقات گذشته را مبنی بر اینکه ورزش منظم نقش مؤثر و مهمی در زندگی سالم سالهای آینده زندگی دارد تأیید می نماید . ضمناً محققین بر این اعتقاد هستند که ترکیبات شیمیایی در اینکه چرا بعضی از سالمندان به روشهای ورزشی یکسان پاسخ نمی دهند مداخله می کنند . آنها همچنین دورنمای جدیدی برای این نظریه که وجود ترکیبات ژنی در بعضی از افراد و عدم وجود آنها در بعضی دیگر بعنوان یک عامل در میزان تأثیر فعالیتهای ورزشی بر افراد می باشد نشان دادند . محققین اذعان می نمایند که محدودیتهای کارکردی مانند مشکلات در بالا رفتن از پله ها و یا مشکل پیاده روی در واقع عوامل سوق دهنده به ناتوانی های فیزیکی هستند . تقریباً یک سوم از سالمندان ۷۰ ساله و پیرتر در امریکا از محدودیتهای حرکتی و پیاده روی شکایت می کنند . بر اساس تحقیقات بعمل آمده این سالمندان تقریباً چهاربرابر بیشتر در معرض نیاز به مراقبتهای پرستاری و سه برابر بیشتر در خطر مرگ در طی ۲ سال آینده هستند . ورزش برای همه یکسان نیست ورزش کردن فوائد بیشماری برای سلامت قلب و سلامتی روانی و فیزیکی دارد . لیکن پاسخ فیزیکی به ورزش ممکنست از شخصی به شخص دیگر متفاوت باشد و علل آن نیز نامشخص می باشد . البته ژنتیک نقش بسیار مهمی دارد . ضمناً فعالیت ورزشی با خطر کمتری برای ناتوانی جسمی همراه است . لیکن علیرغم فوائد ورزش ، پاسخ افراد متفاوت است . در واقع این تحقیق اولین بررسی است که نشان میدهد سطح یک ژن کنترل کننده « آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین » ace که در واقع یک عامل کنترل کننده فشارخون می باشد . می تواند با میزان فعالیت ورزشی بهتر در بزرگسالان مرتبط باشد . تنوع این ژن می تواند با قدرت عضلانی و تحمل آن مرتبط باشد . این تحقیق ۳۰۷۵ فرد بزرگسال بین ۷۰ تا ۷۹ سال را به مدت ۴ سال تحت بررسی و پیگیری قرار داد . تقریباً یک سوم از افراد فعالیت فیزیکی داشتند و بیش از ۱۰۰۰ کالری در هفته به علت ورزش ، پیاده روی و بالا رفتن از پله از دست می دادند . بقیه فعالیت کمتری داشتند . سالمندان فعال ۳۳ درصد کمتر از دیگران که فعالیت کمتری داشتند دچار مشکل می شدند . در افراد سالمند فعال میزان فعالیت بدنی با تغییرات ژن ace در ارتباط می باشد . در حالیکه در سالمندان غیرفعال این ارتباط وجود ندارد . در افراد فعال ، آنهائيکه با تغییرات ace بنحوی در ارتباط بودند که قدرت عضلانی و تحمل بالایی داشتند ، کمتر دچار محدودیتهای فعالیت بودند . تقریباً یک چهارم از شرکت کنندگان در طرح ، ترکیب ژنتیک مرتبط با تولید ace کمتر داشتند . این سالمندان از فوائد مربوط به ورزش همانند سایرین سود نمی بردند . لیکن انها از کسانیکه اصلاً ورزش نمی کردند بهتر بودند . نتایج این تحقیق بر بررسی بیشتر تأثیر سیستم ace بر سلامتی انسان تأکید می نمایند. ویرایش توسط maziyar : 01-28-2009 در ساعت 10:29 PM. |
|
|
|
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
Language BY Farsivb Ver 3.0